اگر چیزی بگم بابت ناشکری نیست. اصلا. ان شاء الله...
خییییلی کمبود خواب دارم و ضعف وحشتناکی تو بدن و پاهامه. نمی دونم چه قدر با این وضعیت،زنده می مونم... فشار وحشتناک روانی هم که هست... اما هم چنان شوخ طبع و اهل طنزم و همه رو می خندونم... خدایا،شکرت...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
خوابم میاد.
خیلی تکلیف داده.
ای خدا...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
شال زرشکی می خواستم، شد قرمز اناری:|||||||
شال دودی می خواستم، شد طوسی:||||
کلا فقط پولم داره هدر می ره از بس رنگ شالا آشغاله...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
دلیل درد قلب من اینه،
می بینم
نگاه تو دوباره غمگینه...
چه سخته وقتی آدم انتهای زندگیشو می بینه"...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
شاید فراموشت کنم... باید بهم فرصت بدی...
شعله نکش سوسو نزن... بذار خاموشت کنم...
این زخمو تازه تر نکن... شاید فراموشت کنم"...
عالیه این آهنگ...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
فضای مجازی و خصوصا، خصوصا، خصوصا، وبلاگ ها، چه قدر ترسناکه. آدم ها چه قدر ترسناکن چه قدر ناشناسن چه قدر مبهمن چه قدر بی تربیتن چه قدر بی حیان. اصلا وحشتناکه واقعا. بعضی پست ها رو چند بار می خونم تا باورم شه طرف اون قدر وقیح بوده که تونسته همین چیزایی رو حتی بهشون فکر کنه چه رسد به نوشتن... خدایا،نجات...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
من حوصله ی امتحان ندارم. کسی نمی فهمه چرا. نمی خوام امتحان بدم. مخم ترکید از بس بهش فکر کردم و نخوندم. اه. جبر لعنتی امتحان. اه.
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
مرسی از چند نقطه.
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
همه ی عمر زائرت باشم
برکه ای باش آخر دنیا
تا که مرغ مهاجرت باشم"...
" می توانم به خاطرت بروم...
می توانم به خاطرت، باشم... "
" عشق رؤیای ماست،خائن نیست
هییییچ چی با تو غیرممکن نیست
می توانم تو را خیال کنم
می توانم که شاعرت باشم "...
جانم...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
دهان کوچک
چشمای قهوه ای درشت
موهای پیچکی خرمایی نسبتا بلند
گونه های برجسته
ابروهای پهن فوق العاده زیبا
یه لبخند زیبا
بینی متناسب با صورت
قد متوسط
اندام باریک و موزون و خرامان
دست های کوچک
پوست گندمی
عالی.
ما شاء الله...
خدایا،شکرت...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
با یه هنرمند گرامی، به درخواست و علاقه ی خودش، واسه شنیدن حرفام، قرار شد ان شاءالله یه قرار واسه دیدار بذاریم... می خواد حرفامو بشنوه راجع به آثار دوست داشتنیش...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
حافظ جان حسابی داره دلبری می کنه با این شعرا و حرفای به شدت امیدوارکننده و شیرینش... حافظ جان، این دل ما مچاله می شه اگه... ان شاء الله حتما می شه. من ایمان دارم به وعده های حافظ جان و معبود ِجانی که این نیرو رو به او داده و این امید و اعتقاد رو به ما... ان شاء الله هر چی به صلاحه، همون می شه. توکل و امید به خدا.
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
شروع امتحانات و شب بیداری های من و فشارها. خدایا خودت به خیر بگذرون. چرا من دقیقه نودی ام سال هاست، و اصلاح نمی شم هیچ جوره واقعا؟؟؟ اوف...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
رفته ای و نمی روی از یاد"...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان
سلامٌ فیه حتی مطلع الفجر...
برچسب:
نویسنده: غزل حیدریان